تبليغاتX
.:: دنیـــــای ما ::.

.:: دنیـــــای ما ::.

بوی عید می آید....

بوی عید می آید

بوي باران بوي سبزه بوي خاک

شاخه هاي شسته باران خورده پاک

آسمان آبي و ابر سپيد

برگهاي سبز بيد

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو هاي شاد

خلوت گرم کبوترهاي مست

نرم نرمک مي رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخک که مي خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

اي دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمي پوشي به کام

باده رنگين نمي نوشي ز جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از ان مي که مي بايد تهي است

ا ی دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم

اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار

گر نکوبي شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ

 

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 2  توسط قاصدک  | 

بعد از آن

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم


سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست

صخره ام ، هر قدر بی مهری کنی می ایستم


تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی ست

در خودم آتش بپا کردم ولی نگریستم


چون شکست آیینه ، حیرت صد برابر می شود

بی سبب خود را شکستم تا ببینم چیستم


زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم



+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 19  توسط شاهزاده  | 

یادم باشد

یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بر بخورد
نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد
خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را...
یادم باشد كه روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست...
یادم باشد جواب كین را با كمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم...
یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم...
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاك زیستن...
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند...
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان...
یادم باشد زندگی را دوست دارم...
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم...
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد...
یادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم...
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود...
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم...
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم...
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت...
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم...
یادم باشد زمان بهترین استاد است...
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت بر فرقم نکوبم...
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود...
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود...
یادم باشد قلب کسی را نشکنم...
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد...
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم...
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد...
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست...
یادم باشد كه ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند...
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات...


+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 23  توسط شاهزاده  | 

سلام ؛

حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .

با این همه اگر عمری باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد

و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . .

می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !

انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است

بی پرده بگویمت :

می خواهم تنها بمانم

در را پشت سرت ببند

بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم . . .

نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد ، بی کنایه و ابهام

پس از نو می نویسم:

سلام!

حال من خوب است!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 0  توسط شاهزاده  | 

بی قراری



بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست


آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
 

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

 
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

 
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

 
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

و سکوت تو جواب همه مسئله هاست


+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 19  توسط شاهزاده  | 

باغبانی پیرم

باغبانی پیرم

که به غیر از گلها

از همه دلگیرم

کوله ام غرق غم است

آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند

عده ای کور و کرند

و گروهی پکرند

دلم از این همه بد میگیرد

و چه خوب

آدمی می میرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 بهمن1389ساعت 13  توسط قاصدک  | 

خاطرات

باز در چهره خاموش خيال

خنده زد چشم گناه آموزت

باز من ماندم و در غربت دل

حسرت بوسه هستي سوزت

باز من ماندم و يك مشت هوس

باز من ماندم و يك مشت اميد

ياد آن پرتو سوزنده عشق

كه ز چشمت به دل من تابيد

باز در خلوت من دست خيال

صورت شاد ترا نقش نمود

بر لبانت هوس مستي ريخت

در نگاهت عطش توفان بود

ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت

دل من با دلت افسانه عشق

چشم من ديد در آن چشم سياه

نگهي تشنه و ديوانه عشق

ياد آن بوسه كه هنگام وداع

بر لبم شعله حسرت افروخت

ياد آن خنده بيرنگ و خموش

كه سراپاي وجودم را سوخت

رفتي و در دل من ماند بجاي

عشقي آلوده به نوميدي و درد

نگهي گمشده در پرده اشك

حسرتي يخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسويم آئي

ديگر از كف ندهم آسانت

ترسم اين شعله سوزنده عشق

آخر آتش فكند برجانت


فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 بهمن1389ساعت 1  توسط شاهزاده  | 

بکش درد


ای دل ساده بکش درد که حقت این است

از زمانه بشو دل سرد که حقت این است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی

همچو پاییز بشو زرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

آن چه بر عاشق دل خسته روا دانستی

فلک آخر سرت آورد که حقت این است


+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 12  توسط شاهزاده  | 

بنده عشق

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

                                 بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

                                 که در این دامگه حادثه چون افتادم



+ نوشته شده در  دوشنبه 11 بهمن1389ساعت 12  توسط شاهزاده  | 

ای عشـــق

عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب یه آهوی رمنده است
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هرلحظه زنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده است

*******
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 16  توسط قاصدک  |